خب خب ببینید چی آوردم! البته من نیاوردم دوست خوبم الیزابت جون این خلاصه رو فرستاده که ازش کلی هم تشکر می کنم همین جا، خب این خلاصه اینه که آخر آخر خون المپ چی می شه:
ببینید کلا که خیییییییییییلی کم راجب به پرسی حرف زده بود اما آخرش معلوم شد که قراره پرسی و آنابت با هم برن کالج و بعد هم شاید با هم تو روم جدید زندگی کنن در مورد هزل و فرانک هم چیزی نیست که بگم پایپر و جیسون هم همینطور فقط آخرش یه صحنه رومانتیک داشتن عین همون تصویری که پایپر تو ذهنش داشت بر رو ی سقف مدرسه... اممم..... رینا هم با نیکو خوبه حتی یه جا دستشو میگیره و یا اینکه یه جا بغلش میکنه البته شواهدی هست که نشون میده که ممکنه نیکو از ویل سولیس پسر آپولو خوشش اومده باشه نمیدونم..... امممم..... راستی نیکو احساسش نسبت به پرسی رو جلو خود پرسی و آنابث اعتراف میکنه.... اما.....لئو میمیره.... . . . . . . . . . یعنی همه فکر میکنن مرده.... بعد معلوم شد که زنده است....هورا هورا هورا و بعد هم میره اوجیجیا کالپیسو رو بر میداره و با هم از اونجا خارج میشن. اینجا کتاب تموم میشه....برای همیشه اما معلومه که لئو به بقیه خبر میده که زنده است..... راستی اکتاویون هم میمیره....هورا هورا هورا
.....ای بابا....چرا از پرسی کم می گه هان؟ دلم می خواد ریک رو خفه کنم الان!
آخی پس نیکو هم داره را می افته!جیسون و پایپر هم برن گم شن به من چه! خخخخ
آخی لئو.....گفتم یه جا نوشته بود leo was death .... بعدش گفتم با کالیپسو می حرفه! هههه ایول به خودم و درک مطلبم! 
می دونید چیه؟ من دارم بال در میارم از خوشحالی!
اکتاویان مُرد!!! 
اصولا من خوشحال نمی شم از مرگ کسی ولی این یکی فرق می کنه!!
خب حالا خوشحال شدین سرنوشت ها رو فهمیدین؟ 
من که خیلی خوشحالم! برا من همین بسه که همه صحیح و سالمن! مخصوصا « پرسی، نیکو، لئو و آنابث!» گفته بودم اینا عخشای منن؟ طبق اولویت علاقه نوشتمشونا!
آها شما هم بگین تو نظرات که عاشق کدومشونین « البته به دوست داشتن باشه رینا و کالیپسو رو هم می گم ولی الان عشقامو گفتم!» 
با ذکر دلیل لطفا! 
۲/۵ نمره داره این سوال! خخخخ
خب دیگه تا پست بعد بای بای!